چرا حکومت اسلامی ؟ چرا ولایق فقیه؟ قسمت چهارم
اثبات ولایت فقیه:
قبل از آنکه مسئله ی اثبات ولی فقیه را مطرح کنیم، باید بگوییم که این مسئله یک مسئله ی تقلیدی است نه تحقیقی. یعنی مردم باید برای پذیرش ولی فقیه از مرجع تقلید خود تقلید کنند، رعایت حکم ولی فقیه زمینه های تخصصی فقهی است، باید به متخصص آن امر رجوع کنیم و در آن مراجع تقلید که همگی فقیه و مجتهدند برگردیم، نشان می دهد که این امر یک امر تقلیدی است نه تحقیقی.
ادله ی اثبات ولی فقیه:
الف)ادله ی عقلی:
1) اول از همه می گوییم که برای یک جامعه حکومت یک امر واجب و ضروری است وگرنه حامعه دچار هرج و مرج می شود. حال باید بگوییم که بهترین نوع خکومت، حکومت شخصی معصوم بر جامعه است که حالت ایده آل و مطلوب است. حال اگر شرایط ایده آل در دسترس نباشد بنابر حکم عقل باید نزدیکترین شرایط به شرایط ایده آل را بوجود آوریم. خوب حال سوال اینجاست که نزدیکترین حکومت به حکومت معصوم چگونه حکومت و چگونه حاکمی را می طبد؟ نظر ما بر اینستکه این حاکم باید دارای 3 ویژگی فقاهت یعنی علم به احکام کلی اسلامی، تقوا یعنی نداشتن تمایلات نفسانی و سوم اینکه کارایی در مقام مدیریت جامعه ی داخلی و خارجی و ... داشته باشد. آیا چنین دلیل عقلی برای حکومت ولی فقیه دلیل مناسب و کارآمد نیست؟
2) در ابتدا می گوییم که اموال و نفوس مردم همگی از آن خداست و تنها با نصب و اذن اوست که می توان در آنها تصرف کرد. پیامبران و امامان معصوم نیز کسانی بودند که از سوی خدا این اجازه را داشتند. در زمانی که معصوم در جامعه وجود ندارد باید اجازه اجرای احکام اسلامی به کسی که از همه اصلح تر است داده شود. حال آیا می توان ادعا کرد که چون معصوم وجود ندارد خداوند هم از اجرای یک سری از احکام اسلامی از جمله احکام اجتماعی اسلام که توسط حکومت اجرایی می شود دست برداشته است؟ این کار در حکمت خداوند نمی گنجد. پس باید یک فرد اصلح در جامعه این کار را برعهده بگیرد.حال از نظر ما فقیه جامع الشرایط یعنی فقیهی که دارای تقوا و کارایی در مقام مدیریت حامعه است دارای بیشترین صلاحیت در به عهده گرفتن این امر می باشد.
ب) ادله ی نقلی:
یعنی ادله ای که از مجموع روایات بدست آمده است.
1) روایتی که در بین فقها به توقیع شریف مشهور است که آنرا شیخ صدوق در کتاب کمال الدین خود در جلد اول صفحه 483 آورده است. امام زمان (عج) در جواب سوال اسحاق بن یعقوب که پرسید: وظیفه ی ما در مورد حوادث واقعه در زمان غیبت چیست؟
آن حضرت در جواب فرمودند: (( و اما رخدادهایی که پیش می آید، پس به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان هستم.)) کمال الدین، جلد 1،صفحه 483
که در این حدیث منظور از حوادث واقعه مسائل و مشکلات و رخدادهای اجتماعی است و همچنین منظور از راویان حدیث همان ولی فقیه یا علمای دین است.
بد نیست بدانیم، در زمان ائمه معصوم نیز وقتی مردم دسترسی به امام معصوم نداشتند، برخی از علمای همان مکان ها از سوی امامان معصوم زمانشان بعنوان مراجعه کننده معرفی می شدند تا مردم به آنها مراجعه کنند که از این جمله ذکریا بن آدم و یونس بن عبدالرحمن بوده اند. همچنین نواب اربعه امام زمان (عج) نیز همه از فقها و علمای زمان خود بوده اند.
2) مقبوله ی عمر بن حنظله:
در این حدیث امام صادق(ع) در بیان تکلیف مردم در جل اختلافات و رجوع به یک مرجع صلاحیت دار که حاکم بر مسلمین باشد می فرمایند: ((هر کس از شما که راوی حدیث ما باشد و درحلال و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشدو احکام ما را بشناسد او ر بعنوان داور بپذیرید. همانا من او را حاکم شما قرار دادم. پس هرگاه حکمی کرد و از او قبول نکردند، حکم خدا را سبک شمرده اند و ما را رد کرده اند و آنکس که ما را رد کند خدا را رد کرده است و رد کردن خدا در حد شرک به اوست.)) اصول کافی، جلد 1، صفحه 67 و وسائل الشیعه جلد 18، صفحه 98
بنابراین حدیث می بینیم که رد کردن حاکمیت و حکم فقیه به منزله ی نپذیرفتن حاکمیت امام معصوم(ع) است.
روشنگری وظیفه ماست!