چرا حکومت اسلامی؟چرا ولایت فقیه؟ قسمت دوم

 

5-ارزیابی رابطه اسلام و سیاست:

سیاست در اصطلاح عرف دارای بار منفی است و توام با حیله گری و حقه بازی و نیرنگ و فریب است.اما منظور ما از سیاست آیین کشور داری و روش اداره جامعه بصورتی است که مصالح جامعه اعم از مادی و معنوی را در نظر داشته باشد.

اسلام نیز مجموعه ای از احکام، عقاید و ارزشهایی است که توسط خدا برای هدایت بشر و تامین سعادت دنیا و آخرت بشر تعیین گردیده است و بوسیله ی پیامبر(ص) و ائمه اطهار (از نظر شیعه) به مردم ابلاغ و تعیین گردیده است.


http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2012/08/841233_orig.jpg

حال می خواهیم احکامی که قرآن در زمینه های اجتماعی و روابط جتماعی و سیاسی و تجاری و... آمده است را بررسی کنیم و ببینیم آیا اسلام و قرآن فقط به رابطه ی انسان و خدا پرداخته یا به سایر موارد اجتماعی و سیاسی نیز می پردازد.

قرض دادن: بد نیست بدانید بزرگترین آیه ی قرآن( آیه 3-282) سوره بقره در مورد قرض دادن است که در آن تاکید کرده است که اگر پولی را به کسی قرض می دهید از او نوشته و وسیله بگیریدو پول را در حضور 2 شاهد به او بدهید و اگر اتفاقا در جایی هستید که قلم و کاغذی نیست تا رسید بگیرید، کسی هم نیست که شاهد باشد، در چنین جایی رهن بگیرید. یعنی در مقابل این پولی که به او قرض می دهید یک شیء قیمتی از او بگیریدو هر وقت پولتان را پس داد آنرا به او برگردانید.

این نمونه ای از چگونگی تنظیم روابط اجتماعی دارد.

ازدواج و طلاق نیز در زمره ی مسائل اجتماعی اند.آیات متعددی در قرآن راجع به کیفیت ازدواج از جمله آیه 240 بقره و کیفیت و احکام طلاق از جمله بقره 230 و احزاب 49 آمده است.در مورد دریافت مهریه آیه 230 نسا آمده و در مورد افرادی که ازدواج با آنها مجاز و افرادی که ازدواج با آنها حرام است در آیه 23 نسا آمده است.در مورد روابط زناشویی در آیات 3-222 بقره و در مورد حل اختلافات خانوادگی در آیه 35 نسا آمده است.در مورد ارث نیز در آیه 11 نسا اشاره شده است.از این مسائل اجتماعی که بگذریم و به مسئله ی سیاسی جنگ داخلی که بخواهیم اشاره کنیم در آیه 9 سوره حجرات احکام مربوط به این عمل آمده است.معاملات تجاری نیز از جمله روابط اجتماعی و سیاسی است که در زیر به چند نمونه از این آیات اشاره می کنیم:

الف)خداوند بیع (خرید و فروش) را حلال و ربا را حرام اعلام کرد.بقره 275

ب)ای کسانیکه ایمان آورده اید به پیمان ها و قراردادها وفا کنید. مائده 1

ج) ای کسانیکه ایمان آورده اید چون برای نماز جمعه ندا داده شود پس بسوی ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید. جمعه 10

اما در مورد جرایم اجتماعی هم که وظیفه اجرای آن احکام بر عهده حکومت است و باید قوانین حکومتی نیز بر این موارد آمده است.در مورد سرقت در آیه 38 سوره ی مائده اشاره شده است. در مورد ارتکاب فحشا و اعمال منافی عفت نیز حتی اگر هیچ شاکی وجود نداشته باشد قرآن در سوره ی نور آیه 2 می فرماید به هر یک 100 تازیانه بزنید و باید گروهی از مومنان شاهد مجازات آن دو باشند. اینها نمونه ای از اشارات و آیات قرآن در مورد مسائل فردی و اجتماعی است. جدای از متن قرآن روایات زیادی از پیامبر(ص) و ائمه اطهار و امیر المومنین علی(ع) که خود حکومت جامعه اسلامی را بدست داشته است نقل شده است که سرشار از این احکام است بطوریکه نامه ی امام علی (ع) به مالک اشتر برای فرمانروایی مصر سندی بین المللی و ثبت شده در سازمان ملل شده است.

از سوی دیگر خداوند در آیه 36 سوره احزاب می فرماید که هیچ زن و مردی حق ندارند در جایی که خدا و پیامبر(ص) تصمیم میگیرند در برابر آن مخالفت کنند و تاکید می کند که وقتی پیامبر(ص) تصمیمی را اعلام می کند همه باید از آن متابعت کنند.

در مقابل می بینیم پیامبر(ص) دست به تشکیل حکومت اسلامی زده و قوانین اجتماعی و سیاسی را مطابق اسلام در جامعه خود می چیند. این خود مبین اینستکه پیامبر(ص) در این زمینه یک الگو برای مسلمانان می باشد و مسلمانان با توجه به این اقدام پیامبر(ص) و الگو گرفتن از ایشان می توانند حکومت اسلامی تشکیل بدهند.چطور می توان ادعا کرد اسلام در سیاست دخالتی نکرده است.

باید این تفکر  را از ذهن جدا کرد که جایگاه دین در عبادتگاه است و بیرون ربطی به امور دینی ندارد.با توجه به آیه ی (فمن یعمل مثقال ذره خیره یره) (فمن یعمل مثقال شر یره) می بینیم که کوچکترین کار ما مربوط به دین می شود و در آخرت محاسبه می شود.از غذا خوردن بگیرید تا کسب و کار و کارهای روز مره. مثلا اگر غذایی که می خوریم طبق آیه ی 10 سوره ی نساء از مال یتیمان باشد به منزله ی خوردن آتش است اما اگر غذا خوردن به این نیت باشد که برای عبادت کردن قوت پیدا کنیم همین غذا خوردن ثواب دارد.

سخن دیگری که قبلا مطرح کردیم اینستکه برخی می گویند حکومت یک امر دنیوی است و دین درامور دنیوی دخالتی نمی کند.

بهتر است با یک مثال این جمله را نقد کنیم.حکومت امیر المومنین و یزید هر دو از یک نوع حکومت هستند و هر دو در مسند خلافت مسلمانان نشسته بودند.حال آیا می توان گفت که حکومت کردن این دو در سعادت و شقاوت مردم هیچ فرقی ندارد؟آیا می توان ادعا کرد که این دو حکومت در به کمال رساندن یا به انحطاط رساندن مردم جامعه خود هیچ فرقی نمی کنند و چون حکونت یک امر دنیوی است نباید در آن دخالت کنیم؟؟این به کدام عقل سلیم درست در می آید؟

در مطلب بعدی می خواهیم در باره ی نقش مردم در حکومت اسلامی صحبت کنیم.منتظر مطلب بعدی من باشید.

ادامه دارد.

آخرین اخبار روز ایران و جهان:

افزایش تولید ناخالص ملی ایران(بر اساس پیش بینی موسسه ی بین المللی اکونومیست)

اکثر امریکایی‌ها: حمله اتمی به هیروشیما درست بود(من فکر کردم تگرچه دولت شون آدم نیست اما مردم شون آدمن!!)

رشد اقتصادی سال 90 اعلام شد(5.8 درصد)

صادرات غیر نفتی 5 ماهه اول سال 91: 18 میلیارد دلار (27 درصد رشد نسبت به سال پیش)

قابل توجه برخی سایت‌های خاص!درآمد نفتی کدام دولت بعد از انقلاب بیشتر بوده است؟/ سفسطه اقتصادی وزیر سابق و مدير فعلي برای سیاه‌نمایی اوضاع کشور

رتبه ایران در میان کشورهای بدهکار دنیا